فکر میکنم همگی با این اثر آشنا باشیم یا لااقل اسمشو شنیده باشیم. انیمه ای طولانی براساس مانگایی به همین نام به نویسندگی هیدیاکی سوراچی. این انیمه، لایواکشن هم داره.

داستان اثر درباره ژاپن در دوران اِدو(قبل از مدرن شدن ژاپن که همچنان سیستم کهن و دیکتاتوری فئودالی برقرار بود) هست که آمانتوها(موجودات فضایی) به این کشور حمله میکنن و با پیروزی در جنگ به دلیل برتری و پیشرفت تکنولوژیک، در ژاپن مستقر میشن و این کشور رو مستعمره خودشون میکنن. به همین دلیل، فضای انیمه تناقض جالبی داره: ترکیب ژاپن سنتی و تکنولوژی امروزی. افرادی با کیمونوها و مدل موی قدیمی رو در نظر بگیرید که از موبایل استفاده میکنن! جالبه که بخوبی میشه به این تناقض بزرگ عادت کرد و باهاش همراه شد!

در این بین، یکی از سامورایی هایی که قبلا در جنگ با آمانتوها شرکت داشته، به نام "ساکاتا گینتوکی"، بعد از پیروزی فضایی ها، جنگ رو ول کرده و به جاش، خونه ای رو اجاره کرده که در اونجا، "یوروزویا"(کارهای عجیب الخلقه) رو راه انداخته که هرکاری برای مشتری ها انجام میده!(این یادآور نوراگامی هم هست که در اون، "یاتو" خدایی بی نام و نشان بود و مجبور بود در ازای 5 ین، هرکاری برای مشتری ها انجام بده) که البته کمتر مواقعی پیش میاد که بتونه اجاره هارو به صاحاب خونه(پیرزنی به نام "اوتوسه") پرداخت کنه و دعوای این دو سر این موضوع، بخشی از طنز این انیمه ست.

البته بعدا(در قسمت های اولیه)، پسری عینکی به اسم "شیمورا شینپاچی" که به همراه خواهرش، میخواد پول در بیاره تا بتونن آموزشگاه شمشیرزنی پدرشون رو احداث کنن، و دختری از نژاد یاتو(نژادی جنگجو و قدرتمند از فضایی ها که از نظر ظاهری مثل انسانن) به اسم "کاگورا" که به زمین اومده، از اعضای جدید یوروزویا میشن. رابطه ای زیبا و مثل یک خانواده، بین اونها شکل میگیره، و البته به همراه سگی بزرگ به اسم ساداهارو. البته گینتوکی معمولا اندک پول بدست اومده رو صرف قمار میکنه و میبازه، بنابراین از دادن حقوق این دو هم معمولا طفره میره!

از اونجایی که گینتاما انیمه ای طولانیه، شخصیت ها و سازمان های زیادی(مثل شینسنگومی، شوگان یا حاکم، شورشیان و....) میبینیم که در این انیمه نقش آفرینی میکنن و بسیاری از اونها، از اشخاص یا سازمان های واقعی اقتباس شدن.

از نکات مثبت این انیمه اینه که هم صحنه هایی داره که به شدت آدمو میخندونه(طنزهای +18 هم زیاد داره!) و هم سکانس هایی به شدت غم انگیز و تاثیر گذار، مربوط به زمان هایی که شخصیت ها میمیرن یا از گذشتشون میگن. گینتاما بخوبی کمدی زیاد، درام، و البته اکشن(فراموش نکنیم که داستان مربوط به عصر سامورایی هاست!) رو کنار هم قرار میده.

بازهم به دلیل طولانی بودن قسمت ها، ما شاهد تنوع داستانی و سبک زیادی در گینتاما هستیم. فضای آمیخته سنت و مدرنیته در این انیمه هم در این تنوع نقش داره، طوری که بهش اجازه میده همزمان هم از ارواح و موجودات افسانه ای فولکلور ژاپن یا پلیس قدیمی این کشور(شینسنگومی و میماواریگومی) و نینجاها، و هم ربات ها و سفینه های فضایی، استفاده کنه!

نکته ای که بنظر میاد انیمه تاکید زیادی روش داره، نیکوکاری و لطف و کمک به دیگران بدون چشمداشت، و درک کردن دیگران، حتی شخصیت های منفیه. با اینکه گینتوکی در حالت عادی بنظر یه آدم تنبل و بی خاصیت میاد که همیشه دستش تو دماغشه(!)، ولی خیلی اوقات زمانی که ببینه افراد و جوامع نیازمند کمک هستن، بی درنگ، به همراه شینپاچی و کاگورا و گاهی با همکاری بقیه، بهشون کمک میکنن. چه ملاقات یک فرد با خانوادش باشه و چه مبارزه با افرادی بی رحم، یوروزویا در خدمت همه ست و خیلی اوقات هم با وجود اینکه خودشون مشکلات مالی زیادی دارن، اما پول

نمیگیرن. و البته گرچه شخصی های منفی گینتاما در نگاه اول، به حدی بی رحم و بد بنظر میان که آدم میخواد هرچه زودتر بمیرن، اما در ادامه میتونیم متوجه انگیزه ها و گذشتشون هم بشیم و گرچه کارهاشونو درست نمیدونیم، اما همدردی میکنیم که اونهائم انسان هستن و دلایلی دارن؛ چه بسا حتی از مرگشون هم غمگین بشیم! این تاکید گینتاما بر نگاه دقیق تر، همدردی، نیکی و سیاه و سفی مطلق ندیدن اشخاص، از نکات مثبت بزرگ انیمه ست که باعث میشه خیلی دلنشین و باورپذیر بشه.

و نکته بارز دیگه این انیمه هم، کمدیه. گینتاما در واقع از انواع و سوژه های مختلف کمدی استفاده میکنه، از پارودی(تقلید و تمسخر سایر انیمه ها و استفاده از صحنه هاشون یا اشاره به اونها) تا شکستن دیوار چهارم(حرف زدن با مخاطب) و حتی حرف زدن درباره خودِ انیمه و مسائل و مشکلات تولیدش! طنز گینتاما، معروف و مطلوبه.

به عنوان یک انیمه طولانی، طبیعیه که گینتاما آرک های داستانی زیادی هم داشته باشه. این آرک ها هم طنزن و هم جدی و تعداد قسمت ها و جذابیتشون هم خوبه.

گینتاما طی قسمت های زیادی، بین مسائل جدی تر و طنز، نوسان میکنه. طی این مدت، عمدتا روی جنبه کمدی تاکید داره. در واقع طی این مدت، گینتاما از آرک ها و اپیزودهای جداگانه و مختلفی تشکیل شده و داستان، یک مسیر و هدف مشخص نداره. اما این رویه، از "آرک ترور شوگان"(یکی از زیباترین آرک های داستانی انیمه)،به تدریج عوض میشه و ما شاهد آشنایی بیشتر با گذشته مهم گینتوکی و همرزم هاش، عوامل قدرتمند و پشت پرده، و تاکید بیشتر روی خالت جدی و اکشن و درام نسبت به کمدی هستیم. ترور شدن شوگان شیگه شیگه(متناظر با شوگان توکوگاوا ایه موچی در واقعیت)، به قدرت رسیدن هیتوتسوباشی نوبو نوبو(متناظر با توکوگاوا یوشی نوبو، آخرین حاکم شوگون سالاری توکوگاوا) و تصفیه های سیاسیش که در نتیجه اون شینسنگومی منحل میشه(آرک بدرود شینسنگومی)، نقش آفرینی بیشتر شخصیت منفی و محبوب انیمه، شینسوکه تاکاسوگی(قبلا با گینتوکی همرزم و همکلاسی بوده، ولی بعد از مرگ استادشون، به شدت نسبت به دنیا منفی نگر میشه و در پی نابودیشه. این هم اقتباس شده از یک شخصیت تاریخی واقعی به همین نام هست) و از همه مهمتر، اوتسورو: انسانی که قدرت نامیرایی داره و به همین دلیل، همواره تحت ظلم و حسادت قرار میگرفته و اون رو نفرین شده میدونستن. وقتی امپراطور به قدرتش پی میبره، اون رو رهبر گروه ناراکو، آدمکشان سلطنتی، میکنه. اما طی این مدت، اوتسورو دچار تجزیه هویت میشه و شخصیتی مهربان به نام "یوشیدا شویو"(برگرفته از روشنفکر ژاپنی در عصر میجی، یوشیدا شواین) پیدا میکنه که از ناراکو جدا میشه و به طور مجانی، به بچه ها علوم پایه و شمشیرزنی یاد میده. گینتوکی، تاکاسوگی و کاتسورا کوتارو هم از دانش آموزان همیشگی و نزدیک به شویو بودن. اما برای ناراکو، فرار اوتسورو غیر قابل بخششه و مدرسش رو به آتیش میکشن و خودشو زندانی میکنن. بعد از سالها، وقتی سه سامورایی برای نجات استادشون میجنگن، شکست میخورن و به عنوان نوعی حقارت، گینتوکی خودش مجبور میشه سر شویو رو از تنش جدا کنه(چرا که به معلمش قول داده بود تحت هر شرایطی، از دانش آموزانش محافظت کنه). اما بعد از مدتی، چون نامیراست، دوباره به زندگی برگشت، اما با همون شخصیت قدرتمند و بدجنس و کینه ای نسبت به جهان.

اون بعد از سالها برمیگرده و با از بین بردن تندوشو(گروهی از آمانتو های قدرتمند که سیارات زیادی رو از جمله زمین، بخاطر منابع "آلتانا"، مستعمره کردن)، ذخایر آلتانا رو در سیارات زیادی منفجر میکنه که به نابودی سیارات و یک جنگ کهکشانی منجر میشه. در این بین، نهضتی به اصطلاح آزادی بخش در مقابل تندوشو به وجود میاد که به زمین، به عنوان یکی از مهمترین مکان های ذخیره آلتانا، میان و گرچه مدعی آزادی هستن، اما خودشون در زمین ظلم و زورگویی میکنن. نمادی از انحراف یک نهضت از آرمان های اصلی خودش و استفاده از کلماتی زیبا مثل "آزادی" برای "استثمار".

هدف اوتسورو از همه این کارها، انتقام گرفتن از دنیایی که بهش ظلم میکرد، و از بین بردن منابع آلتانا که باعث نامیرایشش بودن، هست. اون خواهان مرگی ذلت بار برای دنیا، و مرگ خودش و خلاصی از این رنجه.

در همینجاست که ما شاهد داستان و یام اصلی گینتاما هستیم، که البته رگه هایی سیاسی و اجتماعی هم داره: تندوشو و آمانتوهایی که در ابتدا باهاشون سر و کار داریم، در واقع نمادین از کشورهای قدرتمند و استعمار گر که با وجود پیشرفت تکنولوژیک و به ارمغان اوردن چنین چیزهایی در مستعمره هاشون، اما به هرحال، قدرت هایی زورگو و مهاجمن که بی توجه به رای مردم، حتی حاکمان و سایر مسائل سیاسی رو در دست میگیرن که در اینجا بصورت به قدرت رسیدن نوبو نوبو، مثل یک عروسک خیمه شب بازی، شاهدش بودیم. استعمارها عمدتا به دلیل وجود منابع و ذخایری مثل نفت(در اینجا، آلتانا) و به همراه آسیب های زیادی به فرهنگ کهن و بومی اون منطقه(ممنوع شدن حمل شمشیر و از بین رفتن فرهنگ سامورایی) هستن. جالبه که انیمه گینتاما هم از نظر زمانی، مربوط به اواخر دوره اِدو هست که بعد از اون و با انقلاب میجی، روند غربی سازی شروع شد. طبعا در این دوره، چگونگی پیوند این تفکر و ره آوردهای جدید غرب با ذخیره کهن ژاپن، از مسائل مهم برای روشنفکران بود که بازتاب این موضوع رو در فلسفه اون دورانِ ژاپن(مکتب کیوتو که نیشیدا کیتارو، تانابه هاجیمه و نیشیتانی کیجی از افراد سرشناسش بودن) میبینیم؛ مسئله ای که در دوران مشروطه و حتی امروزه هم برای کشور ما اهمیت داره.

اما گینتاما حاوی این پیام امیدبخش هم هست که استعمار و زورگویی، جاودان نیست و همه مردم با اتحاد و همکاری همدیگه و کار سخت، امکان رهایی یا دستکم اصلاحاتی قابل توجه در این روند رو دارن. چیزی که ما در انیمه بصورت بسیج عمومی همه مردم اِدو(توکیو امروز) و بخصوص منطقه کابوکی، علیه ناراکو و آمانتوهای جبهه آزادی بخش میبینیم. حتی نوبو نوبو هم به اشتباهات خودش پی برد و سعی داشت در این موضوع نقش داشته باشه.البته نباید اشتباه برداشت کرد که گینتاما یک انیمه با پروپاگاندا و شعارهای مبهم و پرطمطراق در ستایش کورکورانه همه چیز یک کشوره؛ به هیچ وجه اینطور نیست! مردم، از جمله گینتوکی، بخاطر دفاع از آشنایان و کسانی که براشون عزیزن، اینکار رو میکنن. پیوندهایی که با انسان هایی واقعی دارن و براشون ارزشمنده، نه سرسپردگی به دولت و... که میدونیم زبان محبت، جهانیه. به همین دلیل، هم آشنایان کاگورا با اینکه فضایی هستن، به کمک زمین میان و هم تعداد زیادی از فرماندهان و نمایندگان آمانتو، بعد از دیدن ایثار و مقاومت زمینی ها(حتی به دشمنانشون)، طرفدار زمین میشن. حتی افرادی از ملیت های دیگه هم، از جمله کشور ظالم، میتونن حق طلب باشن و مقابل ظلم بایستن. بیگانه هراسی هیچ کمکی به آزادی یک کشور نمیکنه و فقط منجر به بی اهمیتی جهان به اون، خدشه دار شدن وجهش و چه بسا شوونیسم میشه.

مسئله مهم دیگه، زمانیه که اوتسورو در پی نابودی انسانها بخاطر تنفرش از اونهاست، چرا که وقتی میدیدن اون نامیرا و متفاوت از بقیه ست، اون رو شکنجه میکردن. اما گینتوکی جواب میده که انسانها گرچه موجوداتی فانی و احمق و ضعیفن، اما توانایی تغییر و غلبه بر ضعف هاشون رو هم دارن. در انیمه هم، شاهد تغییر رویکرد و اصلاح رفتار و همبستگی مردم هستیم، طوری که وقتی اوتسورو میخواد خودکشی کنه، گینتاما سعی میکنه جلوشو بگیره.

در این بین، خودِ گینتوکی رو میشه نمادی از ژاپن و امید این مردم دونست. کسی که با ظاهر خونسرد و بیخیالش، همیشه آماده نجات دادن دیگرانه و در اینباره، قدرت زیادی هم داره(همونطور که وقتی نیروی آزادی بخش هجوم اورد، همه منتظر برگشتن یوروزویا بودن). جالبه که بدونید گینتوکی در واقع از یک قهرمان اسطوره ای ژاپن به نام "کینتارو" که قدرت زیادی هم داشته و در هیبت انسانی، فردی به نام "ساکاتا کینتوکی" بوده، اقتباس شده! یک پهلوان و قهرمان ملی مثل هرکول و رستم. در نقطه مقابل، اوتسورو(که حتی اسمش هم معنی "خالی" میده)، نمادی از کینه نسبت به هرچیز موجود، از جمله خودش. تنفری که میخواد همه چیز رو بخاطر نوعی زجر و بدی ذاتی که در اونها وجود داره، از بین ببره و مثل گینتوکی، به تغییر مثبت امیدی نداره، بلکه تنها راه رو نابودی مطلق این بنا میدونه. احساسی که شاید ماهم هر ازگاهی تجربه کرده باشیم، نا امیدی از ظلم و شر واقعی در دنیا، و به همین دلیل احتمالا با اوتسورو همدردی خواهیم کرد، حتی اگه مخالفش باشیم.

البته این فصل آخر، نیمه تموم هست و میتونیم انتظار ماجراهایی جالب و هیجان انگیز رو در ادامه داشته باشیم!

بطور خلاصه، گینتاما انیمه ایه که هم به شدت شما رو میخندونه، هم دارای اکشن و مبارزه خوبه، و هم دارای درس هایی اخلاقی به زبانی جالبه. همه این ها، باعث میشن گینتاما با وجود طولانی بودن، ارزش دیدن داشته باشه و لذت بخش باشه! و البته به همراه آهنگ هایی زیبا.